به‌روز شده در: ۱۱:۰۵ - ۲۳ بهمن ۱۳۹۵
كدخبر: ۲۶۱۸
تاريخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۸
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
حجت الاسلام بهمن شریف زاده:
اگر خردورزی نهادینه شد، خرافه‌گرایی کنار می‌رود
وقتی زمینه برای پرسش باز شد، یعنی زمینه برای اقناع ایجاد شده است. وقتی ما جلوی پرسش و مناظره را بگیریم، وقتی بایکوت کنیم و اجازه ندهیم سخنی گفته شود و نیز انگ #انحراف و ارتداد بچسبانیم، دیگر جوان ما نمیپرسد.
خردادپرس/ حجت الاسلام بهمن شریف زاده: نهادینه شدن خردورزی یعنی مردم باید فکر کنند و جوانان باید عقلشان را به کار اندازند. اگر خردورزی نهادینه شد، خرافه در جامعه جایی نخواهد داشت؛ اصالا راه پیدا نمی­​کند. خردورزی چگونه نهادینه میشود؟

وقتی زمینه برای پرسش باز شد، یعنی زمینه برای اقناع ایجاد شده است. وقتی ما جلوی پرسش و مناظره را بگیریم، وقتی بایکوت کنیم و اجازه ندهیم سخنی گفته شود و نیز انگ #انحراف و ارتداد بچسبانیم، دیگر جوان ما نمیپرسد.

فضایی که دیگر پرسش در آن مطرح نمیشود، رو به افسردگی است. آیا ما آن گونه که #رهبر معظم انقلاب سفارش فرمود، به سمت نهادینه شدن خردورزی پیش میرویم؟! وقتی جلوی پرسش را بگیریم، رغبتی به پرسیدن باقی نمیماند و در نتیجه خرد و عقلی تحریک نمیشود؛ پس خردورزی هم نهادینه نمیشود. 

بنده اشکالی را مطرح می­​کنم و آن این است که ما صدها سال است که برخی از دانشهای مهم را در مراکز علوم دینی به انزوا رانده ایم؛ دانش هایی که اقناع عقلی و احساس قلبی با رونق یافتن آنها تضمین می­​شود. بنده میخواهم از علوم عقلی و معرفتی یاد کنم؛ از فلسفه، کلام، اخلاق و عرفان نام ببرم؛ #فلسفه که دانش تبیین برهانی است، #کلام که دانش دفاع عقلانی از دین است و #اخلاق و عرفان که به اعماق دل و جان مخاطب راه می​­یابد. فیلسوف و متکلم است که هم و غم تبیین عقلانی و اقناع عقول دارد و عارف است که به حس باطن و قلب مخاطب چشم دوخته و در اندیشۀ بیداری آن است. آنچه بر فضای علوم دینی ما سایه انداخته و سیطره دارد، فقط دانش تکالیف و الزامات شرعی یعنی فقه است. این نکته ممکن است چالش برانگیز باشد؛ اما معتقدم عالمان بزرگ ما مطلب بنده را در می ­​یابند. #فقه، دانش بسیار شریفی است. دانش شریعت الهی و دانش احکام دینی است و بنده افتخار می­​کنم که سالها در سطوح بالا، مدرس فقه و اصول هستم. اشکال بنده، افتادن سایه فقه بر سر حوزه های علمیه نیست؛ بلکه نبودن سایه علوم عقلی و قلبی بر سر حوزه ها است. اشکال من، ضعف مفرط حوزه ها در فلسفه، کلام، عرفان و اخلاق است. البته مقصود من از فلسفه و عرفان، مکتب خاصی از فلسفه و عرفان نیست.

آنچه امروز مؤلفان غربی از آن به عنوان قدرت نرم یاد می​­کنند و میگویند از امام آموختیم, از کدام بُعد امام آموختند؟ امام یک فقیه، فیلسوف و عارف بود. او سه مکتب فقه و فلسفه و عرفان پرورش یافته بود؛ ای​­شان میدانست چگونه اقناع کند و چگونه در دلها شور و احساس بیافریند. اکنون آنها باور دارند که با ایجاد شور و احساس میتوانند بر جوامع غلبه کنند. ما هم باید از امام بیاموزیم. ما باید بتوانیم عقل و دل جوانان جامعه را مخاطب قرار دهیم و آنگاه الزامشان کنیم و بعد شاهد باشیم که الزام ما را با عقل و دل خریدارند.

Bookmark and Share
* نام:
ايميل:
* نظر: