به‌روز شده در: ۱۷:۲۵ - ۱ فروردين ۱۳۹۶
كدخبر: ۲۷۳۶
تاريخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۳۱
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
سید حسن خمینی:
فهم غلط یا قرائت نادرست یک پیام، ممکن است با خوانش غلط مواجه شود/ برای گسترش پیام معنوی انقلاب، راهی جز اصلاح خود و خوب شدن نداریم
فرصت نوروز و بازآفرینی در طبیعت، فرصت تأمل در خود و امور مربوط به خود است. باید در خود نگریست و کژی ها و ناراستی های خود را باز شناخت و راه را برای اصلاح خود و «خوب شدن» هموار کرد. این فرصت را قدر بدانیم که فرصت ها چون نسیم بهاری در گذراند. باید به این امر هم توجه داشته باشیم که برای گسترش پیام معنوی انقلاب نیز، راهی جز اصلاح خود و خوب شدن نداریم.
خردادپرس/ انقلاب اسلامی ایران یک حادثه بزرگ در تاریخ جهان است، لیکن افزون بر این، نماد و نشان شکل گیری تحولی عظیم تر در روند حرکتی جهان به حساب می آید. در حقیقت این انقلاب، که در این بخش از جهان و در این قطعه تاریخی با این شکل و صورت رخ داده است، آغازِ حرکتی نو در فرایند حیات انسان محسوب می شود. این تحول عظیم، در سه مرتبه یا مرحله راه می پیماید؛ مرتبه نخست از این حرکت، همان تغییر در نظام سیاسی ایران در سال پنجاه و هفت بوده است که از این جهت با دیگر انقلاب های سیاسی جهان تفاوتی ندارد و در حقیقت تغییر و دگرگونی در سیستم سیاسی و مدیریتی یک کشور را پی می ریزد.

تحول مزبور در مرحله دوم، دگرگونی و تعییرِ جایگاه و منزلتِ طبقات اجتماعی را موجب می شود. در این مرتبه، انقلاب اسلامی تمایز خود را با حرکتها و جنبش های اجتماعی پیش از خود در محدوده جغرافیایی خاص ایران و کشورهای منطقه نمایان می سازد. در این دگرگونی، طبقات اجتماعی فرودست، تغییر جایگاه داده، و در منزلتی برتر و بالاتر جای گرفتند. به عبارت روشن تر بخشی از طبقات اجتماعی که به ظلم و ستمِ حاکمان وقت، از پیشرفت محروم مانده بودند، به جایگاهی درخور باریافتند و در مقابل، آنها که به ناحق در جایگاهی بالا برنشسته بودند، در جایگاه حقیقی خود پایین آمدند و اتفاق اینکه همین طبقه برآمده، به پشتوانه اصلی انقلاب مبدل گردید و در ادامه راه، از به هم ریختگی و هرج و مرج رایج در انقلابها ممانعت به عمل آورد و هنوز هم عامل تداوم انقلاب و اصلاحات ساختاری در بدنه، و البته مانع قوی در برابر آفت های درونی آن محسوب می شود.

تحول مزبور در گام سوم، راهی فراتر از مرزهای تاریخی و جغرافیایی را پی گرفت. باید به این نکته اشاره کرد که حرکت در مسیری فراتر از مرزهای جغرافیایی و تاریخی در برخی انقلابهای بزرگ دیگر نیز سابقه دارد؛ در مثل انقلاب کمونیستی روسیه که بر نهاد سوسیالیسم شکل گرفت، در مدت زمانی بالغ بر نیم قرن، قسمتهای مختلف جهان را در بر گرفت و نظامهای سیاسی کشورهای بسیاری را تغییر داد؛ نیز انقلاب فرانسه به تأسیس و شکل گیری نظامهای دموکراتیک (در مقابل نظام استبدادی) منجر گردید؛ لیکن انقلاب اسلامی ایران در گام سوم خود، مسئله ای فراتر از این را به ارمغان می آورد؛ این مرتبه از تحول، در قالب یک پیام مرزها را در می نوردد؛ احیاء تفکر دینی، بازگشت به معنویت و بازسازی تمدن بزرگ اسلامی، پیامی است که انقلاب اسلامی به گوش مردم جهان می رساند.

ناگفته پیداست که فهم غلط یا قرائت نادرست یک پیام، در فرایند گسترش و نفوذ یک پیام امری بدیهی است و ممکن است یک پیام در برخی موارد، با خوانش غلط مواجه شود؛ حرکتهایی چون داعش نیز محصول همین فهم غلط و خوانش نادرست به حساب می آیند که نمی توان آنها را نتیجه خودخواسته انقلاب اسلامی معرفی کرد؛ لیکن همین حرکتها نیز، نشانگر حضور پیام انقلاب در عمق باورهای ملتها محسوب می شوند.

انقلاب اسلامی و پیام آن، از آغاز مخالفینی را هم پیش روی خود می دیده است که البته این گروه (مخالفین) انواع و اقسام مختلفی دارند و طیف گسترده ای از سران زور و زر تا مرتجعان و تجددستیزان در آن جای می گیرند. در این میان صاحبان اندیشه و باورمندان به این تحول عظیم وظیفه دارند که این گفتمان سیاسی نوپدید را که امام عظیم الشأن بنیانگذار آن بوده اند، از آسیب افراط و تفریط حفظ کنند.

به اعتقاد نگارنده این سطور، گفتمان امام و انقلاب اسلامی تا رسیدن به اوج، راه زیادی در پیش دارد، زیرا هر گفتمانِ زنده در پس گذشت چهار تا پنج دهه، روزهای اوج و بالندگی و ثمردهی خود را تجربه می کند و تحول برآمده از گفتمان سیاسی امام نیز از این قاعده مستثنی نیست. هم از این رو است که این گفتمان به حفاظت و حراست، و شناخت آسیب ها و صیانت از آنها نیاز دارد؛ که در غیر این صورت این احتمال می رود که گفتمان مزبور با خوانش نادرست و فهم غلط به ضدّ خود مبدل شود.

یادآوری و ذکر این نکته را در اینجا لازم می دانم که در نظر امام عظیم الشأن ما، انقلاب اسلامی و تحولات پس از آن، فراتر از یک گفتمان سیاسی است و در حقیقت در نظر ایشان، این تحول، همان اسلام حقیقی و حقیقت اسلام است که از اندیشه مهدویت راستین برمی خیزد و از همین رو، بازگشت جهان به معنویت دینی را پیامد خود می داند.

جهانی که ما در آن زندگی می کنیم، تشنه آرامش است، و این آرامش جز در مدینه فاضله مهدوی فراهم نمی آید و در نظر ما، انقلاب اسلامى مقدمه همان انقلاب جهانى و شکل گیری مدینه فاضله مهدوی است.

برای رسیدن به این مرتبه، و مشاهده ثمره و نتیجه انقلاب اسلامی، باید در مرحله و گام سوم، از محدوده شعار و سخن عبور کرده، به منزل عمل بار بیابیم و در یک مفهوم روشن، معلمان اخلاق باشیم، نه گویندگان آن. برای بازگشت به خدا و معنویت و حقیقت، باید از قالب تنگ الفاظ عبور کنیم و همه این حقایق را در روزمرگی خود جاری سازیم. آنچه دنیا را با صلح در می آمیزد و جهان را از خشونت های فرقه ای و مذهبی مصون می دارد، همین بازگشت به توحید ناب، و عمل به اصول اخلاق و دوری از شعار و شعارزدگی است. باید به این نکته باور داشته باشیم که «خوب شدن» و «اصلاح» در دو نهاد فرد و جامعه، از بیرون شکل نمی گیرد؛ بلکه هرکس باید در افق نفس خود برای خوب شدن و اصلاح تلاش کند. همین خوب شدن های فردی همچون قطره هایی به هم می پیوندد و سیلی عظیم را بنیان می نهد و بساط ناراستی را بر می چیند.

فرصت نوروز و بازآفرینی در طبیعت، فرصت تأمل در خود و امور مربوط به خود است. باید در خود نگریست و کژی ها و ناراستی های خود را باز شناخت و راه را برای اصلاح خود و «خوب شدن» هموار کرد. این فرصت را قدر بدانیم که فرصت ها چون نسیم بهاری در گذراند. باید به این امر هم توجه داشته باشیم که برای گسترش پیام معنوی انقلاب نیز، راهی جز اصلاح خود و خوب شدن نداریم.

در پایان ضمن آرزوی توفیق و سربلندی برای ملت بزرگ ایران و امید بهروزی و سالی خوش برای ایشان، یاد و خاطره امام عظیم الشأن و فرزندان عزیز و یاران گرانقدرش را گرامی می دارم و علو درجات ایشان را از خدای متعال خواستارم و حشر ایشان را با انبیا و اولیای مسئلت می کنم.

منبع: جماران
Bookmark and Share
* نام:
ايميل:
* نظر: