به‌روز شده در: ۱۴:۴۷ - ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶
كدخبر: ۲۹۳۹
تاريخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۸
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
حجت‌الاسلام شریف‌زاده در گفت‌وگوی تفصیلی با خردادپرس:
ان‌شاءالله بقایی تأیید شود تا کار به برنامه‌های بعدی احمدی‌نژاد نرسد/ این برنامه‌ها از جنس تقاضا نیست
ان‌شاءالله که با همین اقدام [ثبت‌نام احمدی‌نژاد در انتخابات] تأیید صلاحیت آقای بقایی را بدهند که کار به برنامه‌های بعدی احمدی‌نژاد نرسد. احمدی‌نژاد تصریح کرده است عزم‌اش را جزم کرده است. یعنی نباید تصور کنند بحث آقای احمدی‌نژاد تقاضا است. بحث آقای احمدی‌نژاد از اینکه گفته برنامه‌هایی دارم برای تأیید صلاحیت آقای بقایی بحث تقاضا دیگر نیست.


خردادپرس/ محمودرضا فرقانی:
حجت‌الاسلام بهمن شریف‌زاده چهره نام‌آشنایی است که از حامیان برجسته دکتر احمدی‌نژاد است، او نه تنها حامی است بلکه در تبیین گفتمانی تفکر احمدی‌نژاد نقش بسزایی داشته و دارد، از همین رو با او درباره موضوعات مختلفی ازجمله ثبت‌نام احمدی‌نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری به گفت‌وگو نشستم، نکته جالب این گفت‌وگو آنجایی بود که وی در پاسخ به این سوال ما که اقدامات دیگر احمدی‌نژاد برای تایید صلاحیت بقایی چه خواهد بود گفت که «ان‌شاءالله که با همین اقدام [ثبت‌نام احمدی‌نژاد در انتخابات] تأیید صلاحیت آقای بقایی را بدهند که کار به برنامه‌های بعدی احمدی‌نژاد نرسد، بحث آقای احمدی‌نژاد از اینکه گفته برنامه‌هایی دارم برای تأیید صلاحیت آقای بقایی بحث تقاضا دیگر نیست»؛ متن کامل گفت‌وگوی تفصیلی خردادپرس با حجت‌الاسلام شریف‌زاده را در ادامه بخوانید:



* آقای عبدی باید بگوید در برجام چه چیزی تصویب شده که مانع بازگشت تفکر احمدی‌نژاد می‌شود؟!/ چه چیزی وجود دارد که شما خبر دارید و ما خبر نداریم

سوال: آقای عباس عبدی پس از تصویب برجام در گفت‌وگویی اعلام کرده بود: تصویب برجام نه تنها مانع بازگشت دکتر محمود احمدی‌نژاد می‌شود بلکه مانع بازگشت تفکر احمدی‌نژادیسم هم می‌شود. تحلیل شما از این عبارات چیست؟

البته منظور این جمله جناب عبدی را باید از خود ایشان پرسید، ولی آنچه که از گفته آقای عبدی به ذهن خطور می‌کند درباره خاصیت مفاد برجام است که مفاد برجام به گونه‌ای است که مانع برگشت تفکر احمدی‌نژادیسم به کشور می‌شود. خوب سوال اینجاست مفاد برجام چیست؟ آیا مفاد برجام به اطلاع ملت رسانده شده است یا خیر؟ آقای احمدی‌نژاد در کنفرانس اخیر خبری خود گفتند طرفین امضا کننده برجام به درستی ملل خود را در جریان مفاد برجام قرار نداند. یعنی خبر درستی از آنچه امضا کردند به ملت‌های خود نداده‌اند که اگر این باشد، ما نمی‌دانیم در برجام چه چیزی به امضا رسیده که مانع حضور یک تفکر در کشور می‌شود. مسئولین ما یعنی امضاء‌کنندگان برجام باید پاسخگو باشند که چه چیزی به تصویب رسانده‌اند که به گفته جناب عبدی مانع حضور یک تفکر در کشور می‌شود؟! مگر بناست برجام مانع حضور یک تفکر در کشور شود؟! مگر بناست برجام مانع از حضور یک جریان در صحنه سیاسی کشور شود؟! مگر برجام قرار است یک نوع استبداد در کشور ایجاد کند؟! آیا مقصود جناب عبدی این است تفکر مقابله با استکبار در برجام منتفی شده است؟! یعنی در برجام تدابیری اندیشیده شده که دیگر کسی نتواند با برجام مقابله کند؟! خوب مفادی که آقای عبدی یاد می‌کند که در برجام تعبیه شده است چیست و برجام چه تعریفی دارد؟! از طرف دیگر تعریف ایشان از احمدی‌نژادیسم چیست که ایشان می‌گوید مانع بازگشت تفکر او می‌شود؟ به نظر می ‌رسد ما با مجهولات زیادی در گفته جناب عبدی مواجه هستیم. اولاً در برجام چه چیزی به تصویب رسیده که مانع بازگشت تفکر احمدی نژاد می‌شود؟! دوماً تفکر احمدی‌نژاد یا احمدی‌نژادیسم به قول ایشان چیست که در برجام مفادی وجود دارد که مانع بازگشت او می‌شود؟! آیا احمدی‌نژاد فردی است مقابل استکبار و احمدی‌نژادیسم یعنی استکبارستیزی، که اگر این باشد یعنی ما عملاً در برجام چیزی را تصویب کردیم که نتوانیم با استکبار بستیزیم؟! آیا یکی از اهداف برجام مقابله با تفکر احمدی‌نژادیسم است؟! آیا تدابیری در برجام اندیشیده شده که مانع حضور او شود؟! آیا در برجام تدابیری اندیشیده شده که دیگر راهی برای ضدیت با رژیم‌صهیونیستی وجود نداشته باشد؟! من می‌خواهم بگویم جناب عبدی سخن بزرگ امنیتی گفته است. مراکز امنیتی کشور باید از ایشان پرسش کنند که در برجام چه چیزی وجود دارد که شما خبر دارید و ما خبر نداریم که قرار است مانع حضور یک تفکر شود؟! مسئولین کشور که برجام را تصویب کرده‌اند باید توضیح دهند آیا قرار است برجام استفاده سیاسی در کشور داشته باشد؟! آیا آنچه امروز نغمه آن به گوش می‌رسد که در برجام مفادی وجود دارد که با بحث موشکی ایران می‌تواند مقابله کند، یا آنچه در بخش‌های دیگر نظام از جمله قوه قضائیه وجود دارد می‌تواند مقابله کند؟! آیا منظور آقای عبدی این جور موارد است؟! آیا ایشان مدعی هستند در برجام تدابیری اندیشیده شده است که ما را از حقوق موشکی کشورمان و همچنین از حقوق مردم باز می‌دارد؟! به هر حال من می‌خواهم بگویم آنچنان جناب عبدی مبهم سخن گفتند و آنقدر تبعات آن ممکن است خطرناک باشد که نهادهای مسئول امنیتی باید از او بازخواست کنند که چه چیزی در برجام وجود دارد که قرار است جلوی یک تفکر را بگیرد و آن تفکر چیست و شما از چه تدابیری مطلع هستید که که پیشاپیش از آن خبر می ‌دهید و ما از آن خبر نداریم؟!

* احمدی‌نژاد با استشمام بوی حضور استکبار و دیدن پالس‌های مثبت داخلی به صحنه آمده است


سوال: به نظر می‌رسد برخی گروه‌های سیاسی منافع و عملکرد سیاسی خود را براساس تحولات خارج از کشور سامان می‌دهند و دکتر احمدی‌نژاد این خطر را احساس کرده است که جریانی باید در صحنه حضور داشته باشد که به توانمندی کشور اعتقاد راسخ داشته باشد تا بتوانند در مقابل این نگاه برون‌گرا مقابله کنند.

ببینید ورود آقا احمدی‌نژاد به عرصه انتخابات به عنوان حامی آقای بقایی برای مقابله با توطئه‌های دشمنان خارجی است. ممکن است برخی در داخل بازویی برای این توطئه‌ها باشند. توطئه‌هایی که ابتدا با محدود کردن جمهوری اسلامی ایران در حقوق قانونی خود در مسئله هسته‌ای آغاز شد اما بسنده به آن نمی‌کند بلکه قدرت نظامی کشور ما را مورد هدف قرار داداند تا ایران فاقد توان دفاعی حتی برای دفاع از خودش باشد. هدف ثانویه آن‌ها محدود ساختن توانایی‌های منطقه‌ای ایران است. رژیم‌صهوینستی یک تهدید بالفعل برای نظام اسلامی است. توطئه‌های اسرائیل هر لحظه وجود دارد. ما نغمه‌های بسیار شومی از طرف استکبار به گوش می‌شنویم که دارد قدرت نظامی ایران را مورد هدف قرار می‌دهد. معنای این حرف این نیست که ما ضعفی در کشور نداریم. ولی وقتی استکبار دم از حقوق بشر می‌زند و به عنوان مدافع حقوق بشر می‌خواهد قدم در ساحت قدرت ملی ما بگذارد بی‌شک هدفی جز خوار کردن جمهوری اسلامی ایران ندارد.

سیاستمداران آمریکایی سال‌هاست چارچوب طرح خاورمیانه جدید را برای کشورهای منطقه برنامه‌ریزی کرده‌اند. خب امروز بحث سر این است که این مسیر دارد جلو می‌رود. ترامپ اگر چه وعده‌های دوری از جنگ و هزینه آن در داخل امریکا را داد. اما می‌بینیم با آمدنش بودجه هزینه جنگی وزارت دفاع امریکا دوبرابر می‌شود. یعنی ماشین جنگی امریکا در حال تقویت است. آقای دکتر احمدی‌نژاد هم پیش‌بینی کردند این‌ها در حال آماده‌سازی ارتش‌شان برای ورود به یک جنگ بزرگ در منطقه هستند. ما احساس خطر می‌کنیم این طرح‌ها که به جدیت هم دنبال آن هستند توسط برخی از ناآگاهان یا خائنین در داخل دنبال می‌شود. برخی ناآگاهانه و برخی چون دلباخته غرب هستند، دشمن را در رسیدن به نقشه‌های خود یاری می‌کنند، تا فضا در داخل هم آماده اجرای این ترفندها و این نقشه‌ها شود. آقای دکتر احمدی‌نژاد با استشمام بوی حضور استکبار و دیدن برخی پالس‌های مثبت داخلی به دشمن، ناچار شدند با آمدن بقایی و حمایت از ایشان وارد این عرصه شوند.

* حضور نماینده تکفر احمدی‌نژادی، جمهوری اسلامی را تقویت می‌کند

سوال: فکر می‌کنید حضور آقای احمدی‌نژاد که دارای پایگاه مردمی هستند مثل سال 84 سایه جنگ را از سر کشور بر طرف خواهد کرد؟

بی‌شک مقابله با استکبار مساوی با تقویت انقلاب اسلامی است. آقای احمدی‌نژاد به درستی خطر را تشخیص داده است. خطر از سوی استکبار را می‌بیند و می‌داند استکبار در منطقه به دنبال تجزیه کشورهای منطقه است. احساس خطر دشمن، احساسی نیست که زیاد فهمش سخت باشد. بلکه به آسانی می‌شود بوی خطر را استشمام کرد. با این وضعیت حرکت استکبار را در جای جای منطقه می‌توان مشاهده کرد. در عراق، در سوریه، در لبنان، در یمن، در بحرین. خب وقتی ما می‌بینیم دشمن در صدد تجزیه منطقه است و از پیش بارها گفته که در صدد ساختن یک خاورمیانه جدید است، حتی نقشه منتشر کرده است و در آن ایران را هم تقسیم کرده است، حالا با چنین خطری مقابله کردن نتیجه‌ای جز تقویت بنیه انقلاب اسلامی ندارد. با حضور نماینده تکفر احمدی‌نژادی، جمهوری اسلامی تقویت می‌شود. ورود آقای بقایی و احمدی‌نژاد به عنوان حامی ایشان، خشم استکبار را برانگیخته است. یعنی به راحتی می‌توان برای پاسخ به پرسش شما این پاسخ را داد. آیا ورود آقای بقایی و احمدی‌نژاد به عنوان حامی ایشان نقشی در تقویت نظام جمهوری اسلامی در منطقه دارد؟! قطعا جواب مثبت است. دلیلش هم این است که استکبار از این آمدن بسیار خشمگین شده و به شکل‌های مختلف تلاش می‌کند، از این ورود جلوگیری کند. حتی بهانه‌های دینی را مطرح می‌کند تا جلوی این ورود را سد کند.

*احمدی‌نژاد هرگز در فکر آشفته کردن فضای کشور نبوده و نیست
*آشوب‌گری در مبنا و خصلت تفکر احمدی‌نژاد جایی ندارد

سوال: یکی از تحلیل‌گران سیاسی در سال‌های قبل از انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم گفته بود: حذف احمدی‌نژاد هزینه‌ای برای نظام ندارد و تعبیری به کار برده بود که احمدی‌نژاد فاقد پایگاه آشوب است و تنها دو جناح چپ و راست دارای چنین پایگاه آشوبی هستند! اینگونه اظهارنظرها چه معنایی دارد؟ و به نظر شما حذف تفکر احمدی‌نژاد در سال 92 موجب نشد تا مسائلی همچون برجام یا FATF به کشور تحمیل شود؟

من معتقدم این قبیل تحلیل‌گران به این نکته توجه نداشته‌اند که اساساً مبنای تفکر آقای احمدی‌نژاد و حامیان ایشان آشوب‌طلبی نیست. من می‌خواهم بگویم این دو حرف است. نه اینکه آقای دکتر احمدی‌نژاد پایگاه ندارد. آقای احمدی‌نژاد مبنای آشوب ندارد. به‌عبارت دیگر آقای احمدی‌نژاد با داشتن یک پایگاه عظیم مردمی هرگز در فکر آشفته کردن فضای کشور نبوده، نیست و نخواهد بود. اعتقاد آقای احمدی‌نژاد به انقلاب اسلامی، اعتقاد بسیار راسخ و استوار است که برای این اعتقاد مهر سکوت بر دهان زده است. احمدی‌نژاد خیلی از مسائل کشور را که قابل نقد می‌دانست، صرفاً برای حفظ آرامش کشور سخنی از زبان ایشان شنیده نشد. آقای احمدی‌نژاد پایگاه مردمی بسیار قوی دارد و در حساس‌ترین مناصب کشور بوده است؛ اطلاعات و آگاهی‌های بسیاری دارد؛ اما هرگز حاضر نشد در سال 92 از اطلاعات و آگاهی‌های خودش برای نامزد مورد حمایتش استفاده کند. چون مبنایی به نام آشوب را به رسمیت نمی‌شناسد. یعنی آشوب‌گری در مبنا و خصلت تفکر احمدی‌نژاد جایی ندارد. نه آنکه آقای دکتر احمدی‌نژاد قدرت نداشته باشد، ایشان عظیم‌ترین پایگاه مردمی را در اختیار دارد ولی تفکر او تفکر آشوب‌گری نیست.

* هر دوجناح برای اتحاد علیه احمدی‌نژاد حاضرند دعواهای جناحی خود را موقتاً پایان دهند

سوال: علت منازعه جناح‌های سیاسی کشور با تفکر احمدی‌نژاد و شخص او را چه می‌دانید؟

موضع‌گیری جناح‌های سیاسی با ورود جناب احمدی‌نژاد خودش یک حکایت جالبی است. آقای احمدی‌نژاد آنگونه که نشان داده است هیچ وقت خودش را درگیر دعاوی جناحی نکرده است. یعنی در هشت سال ریاست جمهوری او ندیدیم وارد دعواهای جناحی شود. برای همین خودش را با خیال آسوده اینگونه معرفی کرد که نه اصلاح‌طلب است نه اصولگرا. یعنی من را در هیچ کدام از جناح‌های سیاسی تعریف نکنید. من از هر پتانسیلی در کشور برای خدمت به مردم استفاده می‌کنم مشروط بر آنکه آن پتانسیل بخواهد در مسیر خدمت صادقانه به مردم گام بر دارد و از دعواهای بی‌حاصل جناحی احتراز کند. احمدی‌نژاد مخالفتی ندارد کسی در دولت نظر و عقیده جناحی خودش را داشته باشد، اما فضای اجرایی دولت فضای منازعه سیاسی و جمع یک قدرت سیاسی یا چند جناح سیاسی نیست. شما می‌بینید اغلب وزاری دولت‌های نهم و دهم همفکر او نبودند و در جناح فکری متفاوت با او قرار داشتند ولی آقای احمدی‌نژاد از آن‌ها استفاده کرد تا آنجا که در مسیر خدمت به مردم باشند. ولی آنجا که از این مسیر راه‌شان را جدا می‌کردند ابتدا تذکر می‌دادند و تلاش می‌کردند فرد را در مسیر درست خدمت‌گزاری حفظ کنند اگر تلاش‌ها فایده نمی‌داد آنگاه خداحافظی می‌کرد. از طرف دیگر جناح‌های سیاسی اگر به این نگاه فراجناحی احمدی‌نژاد توجه کنند، حقیقتاً باید نگاه و منش آقای احمدی‌نژاد محبوب آنان باشد که می‌تواند آنچه را که آن‌ها از آن به عنوان آشتی یاد می‌کنند در بین جناح‌ها تحقق ببخشند. ولی متاسفانه در جناح‌های سیاسی کشور ما، فقط فکر حاکم نیست. اگر فکر بود پذیرای احمدی‌نژاد بودند. متاسفانه افرادی که خود را در جناح‌ها تعریف می‌کنند در پی منافع خود هستند. پای منفعت که به میان بیاید منازعات سیاسی و جناحی شروع می‌شود. دیگر ادبیات این است که چقدر سهم من و جناح من است. وقتی بحث سهم به میان می‌آید پای منافع به میان می‌آید و در این حالت بحث فکر دیگر نیست. اینجاست که مقابله با احمدی‌نژاد شروع می‌شود. چون احمدی‌نژاد مرد خدمت است. منش منافع محور جناح‌ها، طبیعی است که در تعارض تفکر خدمت آقای احمدی‌نژاد قرار دارد. اینجاست که جناح‌های سیاسی در برابر احمدی‌نژاد موضع می‌گیرند. اگر احمدی‌نژاد بخواهد وارد عرصه خدمت شود، هر دو جناح سیاسی حاضر هستند دعوای جناحی خود را موقتاً پایان دهند تا علیه احمدی‌نژاد متحد شوند. ولی بحمدالله ما شاهد این هستیم در بدنه جناح‌های سیاسی این انصاف وجود دارد، احمدی‌نژاد را که اهل خدمت به مردم است قبول دارند. این نگاه منصفانه هم در بدنه اصول‌گرایی و هم در بدنه اصلاح‌طلبی وجود دارد.

*اصلاح‌طلبان به اشتباه ایده «مدیریت مشترک جهانی» احمدی‌نژاد را به «مدیریت جهان» تفسیر کردند

سوال: یکی از تحلیل‌گران سیاسی گفته بود احمدی‌نژاد واقعاً به مدیریت جهانی باور دارد؛ به نظر می‌رسد در میان نحله‌های مختلفی که در کشور وجود دارد گفتمان احمدی‌نژاد بیشترین باور را به رسالت جهانی انقلاب اسلامی دارد، نظرتان در این باره چیست؟

ببینید ما دو بحث داریم، یک بار بحث مدیریت جهان داریم، یک بار بحث مدیریت مشترک جهانی داریم. آنچه آقای احمدی‌نژاد در سطح جهانی مطرح کردند مدیریت مشترک جهانی بود که به غلط از سوی اصلاح‌طلبان به مدیریت جهانی تفسیر داده شد. اصلاح‌طلبان گفتند شما کشور خودت را مدیریت کنید، نمی‌خواهد به فکر مدیریت جهان باشید! این در حالی بود که آقای احمدی‌نژاد بحث مدیریت مشترک جهانی را مطرح کردند و من در برخی مصاحبه‌های خود مطرح کردم که منظور از مدیریت مشترک جهانی یعنی دمکراسی در مقیاس جهانی است. این تفکر یک تفکر بدیع و نو است که بسیار راه‌گشاست. امروزه ما دمکراسی را فقط در مقیاس یک کشور داریم. دمکراسی در قیاس ملی به این معناست که مردم شخصی را انتخاب می‌کنند که بر آنان حکومت کنند. اما تاکنون دمکراسی در مقیاس جهانی نداشتیم. علل مختلفی هم دارد که تا امروز نداشتیم. این ایده می‌خواهد همه ملل جهان حق و سهم و دخالت و مدیریت جهان را داشته باشند. اینجور نیست که فقط برخی قدرت‌ها حق اعمال حاکمیت جهانی را داشته باشند. این حق اختصاصی 10 یا 15 کشور جهان نیست. همه کشورها باید بتوانند نظر خود را درباره تجارت جهانی یا منابع جهانی اعمال کنند. وضعیت فعلی یک نوع استبداد مدیریتی در جهان است. آقای احمدی‌نژاد با طرح خود از دمکراسی در سطح جهانی دفاع کرده است. این منظر مهم نیست که کشور امریکا یا غنا است. هر کدام سهم واحدی در انتخاب رئیس‌جمهور جهان دارند. در نامه‌ای که احمدی‌نژاد به رئیس جدید سازمان ملل نوشتند، متذکر شدند از نظر من رئیس سازمان ملل، رئیس‌جمهور جهان است. از این‌رو احمدی‌نژاد همه ملت‌ها را در مدیریت مشترک جهانی سهیم می‌داند و هر کشوری در این مسئله باید سهم داشته باشند، نه اینکه برخی قدرت‌ها رئیس برای سازمان ملل انتخاب کنند. ایده مدیریت مشترک جهانی توانسته از بسیاری نخبگان سیاسی و فرهنگی کشورهای جهان دلربایی کند. سه‌چهارم کشورهای سازمان ملل یعنی کشورهای جنبش عدم‌تعهد با لذت از این طرح سخن می‌گفتند. وقتی که آقای احمدی‌نژاد این ایده را در سازمان ملل مطرح کرد تا وقتی سران کشورهای جنبش عدم‌تعهد به عنوان میهمان به ایران آمدند از طرح مدیریت مشترک جهانی استقبال فراوانی کردند و آن را راهگشای مشکلات جهان امروز می‌دانستند. وقتی که ایران می‌تواند پرچمدار چنین ایده نابی باشد بسیاری از کشورهای جهان اعلام کردند ما ایران را به عنوان رئیس جهان قبول داریم. مدعای جمهوری اسلامی ایران این است که ملت‌های جهان هر کدام به تنهایی باید حق انتخاب و اعمال قدرت خود را در سطح جهانی داشته باشند. ایده دمکراسی و تقنین در مقایس جهانی که واقعاً یک ایده زیبا و بدیع است به شدت خشم استکبار را برانگیخت.

* احمدی‌نژاد معتقد است همه جریانات سیاسی باید در خدمت به مردم سهیم باشند

سوال: چقدر این مباحث و تاثیرگذاری احمدی‌نژاد بر معادلات جهانی را موجب موضع‌گیری علیه تفکر احمدی‌نژاد می‌دانید؟

واضح است. آن‌ها می‌خواهند رئیس جهان باشند. هنوز هم همین است. چرا باید انگلیس در انتخاب رئیس جمهور کانادا و استرالیا نقش اساسی داشته باشد. چرا ملکه انگلیس در عصر جدید که مدعی هستند کشور مستعمره‌ای دیگر وجود ندارد باید دارای مستعمره باشند؟! طنز تلخ امروز این است که با وجود اینکه امریکا مستعمره ندارد اما انگلیس هنوز مستعمره دارد. این‌ها می‌خواهند رئیس باشند، معلوم است که با ایده مشترک جهانی به شدت و با عصبانیت مخالفت می‌کنند. از طرف دیگر من می‌خواهم بگویم، نگاهی که اعتقاد دارد باید همه ملت‌های جهان را در مدیریت جهان سهیم کرد، طبیعی است در کشور خودش هم معتقد است همه جریانات سیاسی باید در خدمت به مردم سهیم باشند. بالاخره تک‌تک احاد ملت کم و بیش به گروه یا اندیشه‌ای دلبستگی دارد. اگر کسی به فکر خدمت به مردم باشد دیگر اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا مهم نیست. این فکر احمدی‌نژاد است و فقط با این فکر می‌شود کشور را ساخت. اینکه یک روز اصول‌گرا بیاید دمار اصلاح‌طلبان را دربیاورد و روز دیگر اصلاح‌طلبان بیایند و دمار اصول‌گرایان را دربیاورند وضعیت همینی می‌شود که الان وجود دارد. 38 سال از انقلاب گذشته است؛ چرا بسیاری از معضلات در جامعه حل نشده است؟ مگر قرار نبود انقلاب اسلامی مشکلات مردم را حل کند؟ اما مشکلات حل نشده است. برای اینکه همه جناح‌های سیاسی مشغول منازعات جناحی و منافع شخصی خودشان هستند. آقای احمدی‌نژاد معتقد نیست کسی در جناحی نباشد، بلکه معتقد است وقتی به ساحت خدمت مردم وارد می‌شوید نباید به فکر جیب خود و جناح خود باشید. مانعی ندارد نگاه‌تان را وارد کنید اما به دنبال منافع جناحی نباید باشید.

* اصولگرایان همیشه بازی جناح مقابل را می‌خورند

سوال: ابتدای سال 92 یکی از مراکز علمی وابسته به دانشکده جامعه‌شناسی دانشگاه تهران بیانیه‌ای صادر کرد که آقای مشایی را ردصلاحیت و هاشمی را تأیید صلاحیت کنید تا از یک طرف مشایی بداند جریان او اهمیتی برای نظام ندارد و هاشمی هم با شکست در انتخابات در عرصه رقابت بفهمد در نظر مردم جایگاهی ندارد! ناکارآمدی این تحلیل مشخص شد و نتیجه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و انتخابات اخیر مجلس در تهران برخلاف پیش‌بینی مراکز علمی بود. به نظر شما این شکاف عمیق بین مراکز علمی و روند تحولات جامعه از کجا ناشی می‌شوند؟

متاسفانه تحلیل‌های خامی از طرف مراکز علمی ارائه می‌شود. من این را همیشه گفتم، بسیاری از اصول‌گرایان همیشه بازی می‌خورند. یعنی تحلیل مستقل ندارند به تحلیل جناح مقابل‌شان نگاه می‌کنند، سپس می‌خواهند متناسب با تحلیل آن‌ها تحلیل خود را ارائه کنند. این نوع نگاه و تحلیل کاملاً اصول‌گرایان را آماده بازی خوردن می‌کند و به همین جهت به راحتی می‌توان آن‌ها را بازی داد. کافی است با دادن تحلیل‌هایی فکر آن‌ها را هدایت کرد. من فارغ از اصولگرایی و اصلاح‌طلبی می‌خواهم بگویم ما باید با توجه به واقعیت‌های جامعه به تحلیل وقایع بپردازیم. تحلیل بدون تکیه بر واقعیت‌های جامعه برآمده از پندارهاست. علت این پندارها فاصله از مردم است. هر چقدر ما از مردم فاصله می‌گیریم تحلیل‌هایمان براساس تمایلات‌مان شکل می‌گیرد نه براساس واقعیت‌های جامعه. اینگونه تحلیل‌های منفک از واقعیت جامعه نتیجه‌اش این می‌شود که 180 درجه تحلیل‌های متفاوت با واقعیت جامعه رخ می‌دهد. البته ما دوست داریم تحلیل خطا را درباره دکتر احمدی‌نژاد هم داشته باشند که بگذارند آقای بقایی بیاید و بگویند رأیی ندارد!

* احمدی‌نژاد با طبقه پردرآمد تضادی ندارد، با اجحاف و ظلم مخالف است

سوال: مخالفین و منتقدین احمدی‌نژاد اذعان دارند که ایشان نماینده طبقات فرودست و مستضعف جامعه است. فکر می‌کنید این حضور احمدی‌نژاد چقدر باعث توانمندسازی این قشر جامعه شود؟

بنای اول احمدی‌نژاد شرکت در انتخابات نیست. آقای احمدی‌نژاد به عنوان حامی آقای بقایی پا به عرصه انتخابات گذاشته است. با این توضیح عرض می‌کنم، تفکر آقای احمدی‌نژاد تنها نماینده بخش مستضعف جامعه نیست. البته ما قشر مستضعف را در برابر قشر مستکبر قرار نمی‌دهیم. بلکه منظور از قشر مستضعف قشر کم‌درآمد جامعه در عرض قشر متوسط و پردرآمد جامعه است. آقای احمدی‌نژاد نماینده ملت ایران است تفکر احمدی‌نژاد نماینده تفکر ملت ایران است. به عبارت دیگر احمدی‌نژاد هم نماینده طیف پردرآمد و متوسط و هم کم‌درآمد جامعه است. از طرف دیگر هم‌و‌غم آقای احمدی‌نژاد اجرای عدالت است. محور اساسی که تفکر احمدی‌نژاد را حول او می‌چرخد عدالت است. طبیعی است که این محور مستضعفان را یعنی قشر کم‌درآمد جامعه را به رفاه نسبی خواهند رساند. البته از آنجا که احمدی‌نژاد تفکر فراجناحی دارد و مردم‌گرا و انسان‌گرا است بالا آمدن سطح زندگی قشر کم‌درآمد به معنای ایجاد گسست با قشر پردرآمد نیست. احمدی‌نژاد یک تفکر انسان‌گرا دارد به این معنی که وقتی طبقه کم‌درآمد را رشد می‌دهد با طبقه متوسط و حتی پردرآمد جامعه سازگار می‌کند. احمدی‌نژاد نگاه کمونیستی ندارد که بخواهد یک قشر جامعه را سرکوب کند تا قشر دیگری رشد کند. نگاه احمدی‌نژاد ایجاد تعادل در جامعه است یعنی ایجاد سازگاری. احمدی‌نژاد می‌آید تا همه اقشار ملت ایران را با هر طبقه، دین و نگاهی با هم سازگار کند. آنچه که احمدی‌نژاد می‌خواهد در مقابلش بایستد ظلم و اجحاف است. حالا اگر قشری با ظلم متمول شده باشد احمدی‌نژاد در مقابل آن می‌ایستد. اما احمدی‌نژاد با طبقه پردرآمد تضادی ندارد. احمدی‌نژاد مخالفتی با درآمد زیاد ندارد. احمدی‌نژاد مخالفت با اجحاف و ظلم دارد. احمدی‌نژاد نه تنها قشر کم‌درآمد بلکه همه اقشار را در جامعه با خود همراه خواهد کرد. یعنی حتی تجار و اقشار پردرآمد را جزو حامیان خود می‌داند. نه اینکه منافع این قشر را نمایندگی کند. بلکه کسی که به سمت عدالت حرکت کند برای همه اقشار جامعه مفید است. ثروتمند احساس می‌کند ثروتش به گردش در می‌آید. قشر کم‌درآمد می‌تواند توانایی خودش را به ثروت تبدیل کند و به درآمد مطلوبی دست پیدا کند. این مسئله از نظر جامعه‌شناسی خیلی مهم است. در ساحت عدالت هم قشر کم‌درآمد و هم قشر پردرآمد رشد می‌کند. چون احمدی‌نژاد معتقد است کشور دارای منابع سرشار و بی‌پایان است و با تقسیم منصفانه آن می‌توانند همه طبقات رشد کنند.

* بقایی باید تأیید صلاحیت شود
* احمدی‌نژاد اجازه نمی‌دهد به احمدی‌نژاد ظلم شود!


سوال: آقای حجاریان در همان روز ثبت‌نام آقای احمدی‌نژاد گفت حضور احمدی‌نژاد برخلاف منویات رهبری نیست به نظر شما منظور ایشان چه بود؟

من منظور ایشان را نمی‌دانم چیست. این سوال را باید از آقای حجاریان پرسید که منظورشان را توضیح دهند. البته ما می‌دانیم که رهبر معظم انقلاب به آقای احمدی‌نژاد توصیه‌ای کردند و آقای احمدی‌نژاد هم بارها اعلام کردند بر تعهدی که به رهبری معظم انقلاب داده‌اند پایبند خواهند بود. هدف آقای احمدی‌نژاد اصلاً شرکت در انتخابات نیست. این حضور به معنای عرضه کردن خودش نیست، بلکه به معنای حمایت از آقای بقایی است. آقای بقایی باید تأیید صلاحیت شود. نامزد تفکر عدالت‌خواهی باید تایید صلاحیت شود. آقای احمدی‌نژاد اجازه نمی‌دهد به آقای احمدی‌نژاد ظلم شود. این نخستین اقدام احمدی‌نژاد برای دفاع از حقوق مسلم آقای بقایی است. این حق یک شهروند است که بتواند وارد عرصه انتخابات شود. البته شهروندی که تفکرش، عدالت محور است. ایشان برنامه‌های دیگری هم دارد که آن‌ها را برای تأیید صلاحیت بقایی اجرا خواهد کرد.

* ان‌شاءالله تأیید صلاحیت بقایی را بدهند تا کار به برنامه‌های بعدی احمدی‌نژاد نرسد
* اینکه احمدی‌نژاد گفت برای تأیید صلاحیت بقایی برنامه دارم، بحث تقاضا نیست


سوال: یکی از آن اقدامات نامه به رهبری برای تأیید صلاحیت خواهد بود؟

اقدامات خیلی مهم و خیلی مؤثر، همچنان که اقدام اول آن آنقدر مؤثر بود که جهان را در بهت و حیرت خبری فرو رفتند. آنقدر حضور مؤثر بوده که خیلی می‌گویند: نگذارید احمدی‌نژاد بیاید! خب این یک اثرگذاری فوق‌العاده است. بقیه برنامه‌ها هم آثاری بیشتر از اولی دارد! ان‌شاءالله که با همین اقدام تأیید صلاحیت آقای بقایی را بدهند که کار به برنامه‌های بعدی احمدی‌نژاد نرسد. احمدی‌نژاد تصریح کرده است عزم‌اش را جزم کرده است. یعنی نباید تصور کنند بحث آقای احمدی‌نژاد تقاضا است. بحث آقای احمدی‌نژاد از اینکه گفته برنامه‌هایی دارم برای تأیید صلاحیت آقای بقایی بحث تقاضا دیگر نیست. نه اینکه نخواهد نامه ننویسد. بحث نامه نوشتن یک بحث دیگر است. برنامه‌هایی که او دارد محدود به تقاضا نیست، برنامه‌هایی است که یکی از آن را اجرا کرده است، آیا این ثبت‌نام از سنخ تقاضا بود؟

* احمدی‌نژاد کسی را زمین نزده است
* هرکس به مردم خدمت نکرد مردم او را زمین زدند


سوال: آقای حجاریان پس از پایان ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد جمله‌ای گفته بود به این مضمون که احمدی‌نژاد در تشک کشتی پشت همه را به خاک مالیده است برای همین دیگر او را وارد هیچ سالن کشتی نمی‌کنند. به نظر شما این درست است؟

احمدی‌نژاد کسی را زمین نزده است. اگر بقیه نامزدها به مردم خدمت کنند مردم به آن‌ها رأی خواهند داد. به نظرم مردم آن‌ها را به زمین زدند. هر کسی به مردم خدمت کند مردم خواهان او هستند. هر کسی خدمت به مردم نکرد مثل این دولت که 4 سال سرمایه‌های کشور را هدر داد، معلوم نیست برای شخص من و شما و دیگران چه کرده است. اگر مردم احساس نکنند به آن‌ها خدمت شده است، قطعاً مردم دیگر به آن‌ها روی خوش نشان نمی‌دهند. حالا پشت سر هم بگوید کارهایی کردیم اما شما خبر ندارید. به نظرم برای همین به زمین خواهند خورد.

Bookmark and Share
نظرات کاربران
دلیل منطقی وواضحی بود احمدی نژاد برای وبقایی برای زمین زدن کسی نمی ایند بلکه میخواهند بای ملت عزت وعدلت وراحتی بیاورند
* نام:
ايميل:
* نظر: