به‌روز شده در: ۱۴:۴۷ - ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶
كدخبر: ۲۹۴۱
تاريخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
این همه اصرار بر ولایت‌ناپذیری احمدی‌نژاد؛ چرا؟
آنانی که ظهور احمدی‌نژاد را خطرناک و مانع اهداف و منافع خود می‌دیدند؛ عموم مجموعه‌های سیاسی و اقتصادی انگل (اشرافیت سیاسی و اقتصادی) که میل کسب قدرت، ثروت و فرصت را دارند در این شمارند. در حفظ منافع و دفاع از قواعد، روال‌ها و زد و بندهای معمول خود ایستادگی می‌کنند بلکه جنگی به راه انداخته و مدعی‌اند «حاضرند خون بدهند».
خردادپرس/ علی‌اکبر بهرامی: کسانی که اکنون احمدی‌نژاد را نمی‌پذیرند طیف بسیار گسترده‌ای را شکل می‌دهند. دو سوی این طیف، دشمنانی سرسخت به شمار می‌آیند و در این میان مخالفین یا لااقل رقبای جدی جا گرفته‌اند.

در داخل کشور با نگاهی ابتدایی در این طیف سه گروه حضور دارند:

۱- کسانی که بعضی اقدمات، رفتارها، گفتارها یا روش‌های احمدی‌نژاد را نمی‌پسندند یا در تقابل با رهبری می‌دانند. این گروه عموماً نیروهای صادق انقلابند که دغدغه دارند و بدون تلاش کافی برای کشف واقعیت و فهم و تحلیل عمیق و صحیح گرفتار فضای غبارآلود و دچار شبهه شده‌اند.

۲- دسته دوم کسانی‌ هستندکه شیوه‌ی مدیریت اجرایی دکتر را از اساس قبول نداشته و خطا و خسارت می‌دانند. شمار این عزیزان اندک است و این گروه بیشتر در طبقه نخبگان حضور دارند.

۳- آنانی که ظهور احمدی‌نژاد را خطرناک و مانع اهداف و منافع خود می‌دیدند؛ عموم مجموعه‌های سیاسی و اقتصادی انگل (اشرافیت سیاسی و اقتصادی) که میل کسب قدرت، ثروت و فرصت را دارند در این شمارند. در حفظ منافع و دفاع از قواعد، روال‌ها و زد و بندهای معمول خود ایستادگی می‌کنند بلکه جنگی به راه انداخته و مدعی‌اند «حاضرند خون بدهند».

دسته‌ی اول و دوم معمولاً در دل، احمدی‌نژاد را می‌ستایند (لااقل با لحاظ خدمات دولت‌های نهم و دهم) و آرزو می‌کنند «ای کاش این‌گونه نمی‌شد». روزی اگر آشکار شود احمدی‌نژاد از این خطاها، شبهات و اتهامات بدور است جشن خواهند گرفت و خوشحالی خواهند کرد.

اما دسته سوم؛ با شناخت احمدی‌نژاد در برابر او ایستادند و هر کاری که می‌توانستند کردند؛ چراکه احمدی‌نژاد برای عدالت، حقوق ملت، آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب در برابر این جماعتِ فرصت‌طلبِ نشسته بر سر سفره ملت، ایستاد تا نظام برخاسته از سال‌ها رنج و مبارزه و جانفشانی را به صاحبان آن بازگرداند؛ دست‌های نااهل ناپاک را کوتاه کند و این جماعتِ نشسته بر گرده‌ی محرومین، ناامید و زمین‌گیر شوند.

برادران و خواهران من؛ هیچ‌گاه رهبری عزیز اندک اشاره‌ای به مخدوش بودن رابطه‌ی احمدی‌نژاد با ولایت و شخص ایشان نداشته بلکه خلاف آن را تصریح می‌فرمودند و بسیاری از شبهات و اتهامات یا نادرست بوده یا با توجیه ساده‌ای روشن می‌شود؛ با این حال:

«چرا این همه بر ولایت‌ناپذیری احمدی‌نژاد اصرار و در فضاهای رسانه‌ای و خبری به آن دمیده می‌شود؟ به راستی چرا؟»

- این تلاش از جانب چه افراد، مجموعه‌ها و کانون‌هایی صورت می‌گیرد؟

- در فرض ولایت‌ناپذیری احمدی‌نژاد (که قطعا نادرست است) راه برای چه کسانی در چه زمینه‌هایی هموار و کار بر چه کسانی در چه عرصه‌هایی سخت می‌شود؟

- اما آیا همه‌ی کسانی که احمدی‌نژاد را نپذیرفتند در این سه دسته خلاصه می‌شوند؟

به نظر می‌رسد مجموعه‌ها یا کانون‌های دیگری نیز هستند که به دور از چشمان ما اندیشه‌های دیگری در سر می‌پرورانند؛ برای آینده جمهوری اسلامی خواب‌ها دیده‌اند؛ همان‌هایی که در اندیشه‌ی رهبری آینده برنامه‌ریزی و بسترسازی می‌کنند. به امید آن روز خواب‌های خوش می‌بینند (اگرچه هرگز به فضل خدا و عنایت ولی‌عصر(عج) و هوشیاری ملت غیور انقلابی ایران این خواب‌ها تعبیر نخواهد شد.)
 
امام راحل عظیم‌الشأن در روزگار خود انقلاب را از این خطر که می‌رفت همه‌ی مجاهدت‌ها و مبارزات ملت را بر باد دهد، با کنار گذاشتن منتخب خبرگان، اشاره بر خلف صالح خود و اصلاح قانون اساسی نجات داد و دست‌های نااهل را کوتاه کرد.

همانطور که می‌دانیم طبق قانون اساسی رهبر آینده در زمان عدم حضور رهبری عزیز امام خامنه ‌ای «دام ظله‌علی رئوسنا» تعیین خواهد شد و این ضعف جدی در قانون اساسی است. کانون‌هایی وجود دارند که تمام تلاش‌های خود را به کار می‌برند که توسط خبرگان ملت، رهبری را بر مردم تحمیل کنند که حافظ منافع آن‌ها باشد یا رهبری چون منتظری را بر گرده‌ی این ملت ستم دیده بنشانند.

سوال مهم دیگر:

- اگر خدای ناکرده چنین فتنه‌ایی پیش آید، آیا کسی هست به مانند خمینی قیام کند؛ سینه سپر کند، بی‌باک و بی‌واهمه فریاد برآورد، توده‌ها را بیدار کند و به میدان کشاند؟ کسی هست که انقلاب محرومین را از حلقوم مستکبران و نااهلان بیرون کشد؟

- آیا دشمنان خمینی در اندیشه و انتظار این روز نیستند؟

کسانی که در اندیشه تصاحب جایگاه ولایت و رهبری آینده‌اند به روشنی و به درستی پی برده‌اند تنها شخصیت نقش‌آفرین و منهدم کننده این‌گونه توطئه‌ها احمدی‌نژاد است. فرزند دلاور خمینی، شیر بیشه‌ی ولایت، مالک اشتر علی، به اتکاء:
 
۱- محبوبیت و مقبولیت گسترده در میان توده های محروم، مستضعف و پابرهنه که سرمایه‌ها و جان‌نثاران انقلابند.

۲- پشت سر گذاشتن دوره پر افتخار تصدی قوه مجریه و حضور عزتمندانه جهانی

۳- دارا بودن مجموعه صفات و ویژگی‌های کم نظیر که او را از هر گونه سازش، بازی خوردن، کوتاه آمدن و جازدن دور خواهد داشت.

احمدی نژاد مبغوض و مطرود این جماعت پیدا و پنهان است. اصل توطئه از این‌ها می‌جوشد و دیگرانی را در فتنه بازی داده‌اند و نیز عده‌ای را به کار گرفته، به نقش‌آفرینی برای درگیری با احمدی‌نژاد به میدان کشانده‌اند.

احمدی‌نژاد را نمی‌شود از میدان انقلاب اسلامی بیرون راند چرا که او فرزند خمینی و انقلاب است و از ابتدا با انقلاب شناخته شد، به دلدادگی امام و آقا معروف و به ولایت و خدمت مشهور گشت؛ مالک اشترِ علی لقب گرفت  و با تصدی قوه مجریه در ایران و جهان در تراز انقلاب اسلامی، همه را مبهوت، دشمنان را زمین گیر و مستضعفین را سربلند کرد؛ رکوردها را شکست، شمیم ولایت و رایحه ی خوش خدمت را به مشام همه ی ملت رساند.

افسوس... اگر این جریان مبارک استمرار می‌یافت و آب گوارای ولایت همچنان به کام تشنگان می‌رسید و سیرابشان می کرد.

این جماعت دریافتند احمدی‌نژاد حقیقت نورانی ولایت را آن‌چنان آشکار و نمایان خواهد کرد که جایی برای ولایت شیطانیِ ظلمانیِ آن ها که «رخت نظام بر تنش کرده اند» نخواهد گذاشت.

«همه‌ی خوابها آشفته و خیال‌ها پریشان شد»

از هر سو هجوم می‌آوردند؛ پاسخ ها چنان کوبنده و سنگین بود که برخاستن را بسیار سخت می کرد. دیروز عمروعاص به میدان آمد قرآن(کتاب هدایت) را دست مایه ی ضلالت قرآن باوران کرد و این بار ثقل قرآن «ولایت» را به میدان آوردند؛ ولایت باوران را به فتنه انداختند.

ولایت‌پذیری احمدی‌نژاد که سرمایه و توش و توان او بود دست مایه فتنه و هجوم شد. خود هم طراحی می‌کردند و هم تحلیل؛ به مانند قرآن باوران که به دامن علی ع (قران ناطق) و مالک پیچیدند و شد آنچه شد، امروز هم ولایت مدارانی به دامن خامنه‌ای و احمدی‌نژاد در تمسک به ولایت پیچیده‌اند...

تلاش دارند ولایت ناپذیری احمدی نژاد را در حیات رهبری عزیز و فرزانه جا انداخته یا لااقل مورد خدشه قرار دهند. با این کار به خیال خام خود قصد دارند که ولایت ناحق شیطانی خود را برپا کنند تا هنگامیکه احمدی نژاد و همه ی فرزندان خمینی و خامنه ای تاب نیاورده و قیام کردند که انقلاب را از دست نا اهلان و نامحرمان برهانند، فریاد و شیون برآورند: « احمدی نژاد و احمدی نژادی ها(فرزندان بیدار خمینی و خامنه ای) اهل ولایت نبوده و نیستند.»؛ پنهان کنند که جنگ جنگ ولایت الله با ولایت شیطان است...

اگر چه شاید زودتر رهبری عزیز را هم در امر ولایت مخدوش کنند کما این که آن روز علی را در امر قرآن مخدوش کردند.

چرا این همه اصرار بر ولایت ناپذیری احمدی‌نژاد؟

برادران و خواهران، هوشیار باشیم... چرا این همه مشغول چیزی هستیم که هیچ‌گاه رهبری از آن نگران نبوده اند، بلکه تصریح به خلاف آن دارند؟ کَره‌ی این دوغِ مسموم و ماهی این آبِ گل آلود را آن روز و شاید هم زودتر خواهند گرفت اگر بیدار نباشیم. روزی که شیر بیشه ولایت فرزند غیور و دلاور ملت این روبهان را خواهد درید... نکند سرگرم باشیم... به جای دفاع از ولایت حق و انقلاب خمینی و نصرت علی، آویزان مالک اشتر شویم؛ خیمه فتنه برپا مانَد و خانه‌ی شیطان برجا... مالک از مصر بازماند و علی در محرابش کشته شد... .

مباد...هرگز مباد...
 الهی لا تسلط علینا من لا یرحمنا
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
برادر کوچک شما علی اکبر بهرامی – حوزه علمیه مقدسه قم
Bookmark and Share
* نام:
ايميل:
* نظر: